ویدئو ها

پادکست ها

بیوگرافی وارن بافت

با وارن بافت دومین مرد ثروتمند دنیا و زندگی شخصی اش بیشتر آشنا شویم

وارن بافت (Warren Buffett) متولد 30 اوت 1930 میلادی است او دومین فرزند یک خانواده پنج‌نفره بود که غالبأ با لقب باهوش اوماها یا دانشمند اوماها نامیده می‌شود. پدرش هاوارد بافت، نماینده‌ی کنگره‌ی ایالات متحده‌ی آمریکا بود. در واشنگتن دی سی تحصیلات مدرسه اش را به اتمام رساند و در روز فارغ التحصیلی، آینده اش را با یک جمله پیش بینی کرد : ریاضیات دوست دارد؛ یک دلال سهام شرکت ها در آینده میشود.

 او تحصیلات دانشگاهی خود را نیز در این رشته‌ها ادامه داد و پس از تعدادی سرمایه‌گذاری به‌صورت همکاری، شرکت برکشایر هاتاوی که آن زمان یک کارخانه‌ی نساجی بود، خریداری کرد. او بعدا از همین نام استفاده کرده و هولدینگ بیمه و سرمایه‌گذاری برکشایر هاتاوی را تشکیل داد.

بافت از سنین کودکی و نوجوانی علاقه‌ی خود را به سرمایه‌گذاری و فعالیت در بازارهای اقتصادی نشان داد. او از همان ابتدای دوران دانشجویی اش، مشغول کسب و کارهای مختلف شد؛ از فروش آدامس تا جمع کردن بطری های خالی نوشابه و پخش کردن روزنامه خانه به خانه… از اولین سرمایه گذاری های وارن بافت به همراه دوستش قبل از اتمام درس دانشگاهی اش، پول جمع کردن و خرید یک بازی پین بال دستگاه بازی کامپیوتری که در شهربازی ها هم بعضا استفاده میشود و قراردادن آن در یک آرایشگاه نزدیک دانشگاه شان بود. فقط پس از یک ماه، آنها تعداد دستگاه های بازی را به 3 عدد در 3 آرایشگاه مختلف افزایش دادند. وارن بافت اولین سرمایه گذاری اش را در بازار بورس در سن 11 سالگی با خرید سهام شرکت پدرش انجام داد.

بیوگرافی وارن بافت

در سن 15 سالگی درآمدی حدود 175$ فقط از سیستم پخش روزنامه داشت. از دانشگاه زمین 40 هکتاری با شرایط مطلوب وام گرفت تا در آن مشغول به کاشت و برداشت شود که بعدا در سن 14 سالگی آن زمین را با پول خودش خرید. بافت قبل از 20 سالگی، توانست به کمک نبوغ و هوش مالی اش بیش از 90$ هزار دلار پس انداز داشته باشد. «Warren Buffett»  کارآفرین، بازرگان، سرمایه‌گذار و نیکوکار آمریکایی است که به عنوان موفق‌ترین سرمایه‌گذار قرن بیستم شناخته می‌شود. او هم‌ اکنون به ‌عنوان مدیر عامل اجرایی و رییس هیئت مدیره شرکت برکشایر هاتاوی فعالیت می‌کند. با این حال موفقیت او بیش از هر چیز، ناشی از اعتقادش به مهارت های فردی خود و نیز سر پیچی از دنباله روی از عموم است.

ازدواج اول
او در زادگاهش با دختري به نام سوزان تامپسون آشنا شد. این دو در آوريل 1952 با هم ازدواج كردند. در سال 1953 فرزند اولشان ، به نام سوزی متولد شد در سال 1954 دومین فرزند بافت به نام هاوارد گراهام به دنیا آمد. وارن بافت نام فرزندش را از نام پدر خود؛ هاواردبافت، همچنین بنجامین گراهام استاد مورد علاقه‌اش، انتخاب نمود. 1956در همان سال سومین فرزند او به نام پیتر به دنیا آمد.

 

5 قانون طلایی از میلیاردر خود ساخته وارن بافت

فقط به دنبال جواب هایی که می خواهید بشنوید نباشید

هنگامی که یک مدیر عامل تشنه بستن قراردادی است، به دنبال همه دلایل برای پیش بینی و تصمیم گیری درست می گردد. کارمندان تشویق می شوند، همکاری و انگیزه برای رسیدن به آن هدف بیشتر می شود حتی بانک هم تمایل دارد که به شما برای آن کار وام بدهد، چون نتیجه کار را می داند. به قول وارن بافت هرگز از یک آرایشگر سئوال نکنید که آیا موهای شما نیاز به اصلاح دارد یا خیر. جواب همیشه یک چیز است. چیزی که شما باید دقت داشته باشید احتمال اشتباه پیش بینی شما حتی در صورت حمایت همه موارد موجود است.

وارن بافت

خطا در کنار احتیاط

وارن بافت و شریک او اعتقاد دارند که ریسک کردن بر سر چیزهایی که دارید و ممکن است به آنها نیاز پیدا کنید دیوانگی است. بافت می گوید که ما این دیدگاه را از 50 سال قبل وقتی که شراکت خود را که با سرمایه گذاری دوستان و آنهایی که به ما اعتماد داشتند شروع کردیم داشتیم. امروز هم همان ایده قدیمی را داریم، با وجود اینکه امروز میلیون ها نفر به ما در شرکت سرمایه گذاری Berkshire اعتماد می کنند. با وجود موفقیت های بسیار و تشنه بودن برای سرمایه گذاری و میلیون ها دلار پول برای خرج کردن و سرمایه گذاری، ما هنوز به همان راهکار ساده قدیمی چسبیده ایم.

تجارت خود را تا انتها بسازید

وارن بافت و چارلی می گویند که ما هرگز شرکت سرمایه گذاری خود را بر مبنای مهربانی کسی دیگر هدایت نمی کنیم. حتی آن دسته از دوستانی که خودشان ممکن است مشکل نقدینگی داشته باشند. در طی بحران اقتصادی سال های 2008 و 2009 ما عاشق این بودیم که اوراق خزانه را پشت سر هم خریداری کنیم. این کار ما را از مقابل در منابع سرمایه گذاری نامطمئن حفاظت می کرد. ما عمدا Berkshire را به گونه ای طراحی کردیم که به راحتی می تواند مانع از انزوای اقتصادی خود شود. بنابراین محدودیت در بازار تاثیری بر عملکرد ما نمی گذارد. وارن بافت هرگز اجازه نمی دهد که شرایط بازار او را از هدف اصلی خود دور کند.

تصویر کلی را در نظر بگیرید

وارن بافت و چارلی می گویند که ما تمام سهام خریداری شده و در تملک Berkshire را بعنوان یک علاقه به تجارت نگاه می کنیم نه بعنوان نشانه و نماد برای خرید و فروش. ما باور داریم که اگر تجارت کسب و کار درسرمایه گذاران موفق باشد ، سرمایه گذاری ما نیز موفق بوده است. گاهی سود ما اندک است و حتی گاهی من اشتباهات گران قیمتی انجام میدهم. اما در طی زمان و در کل باید نتیجه معقولی بگیریم. هدف و حرکت کلی وارن بافت صعودی است و موفقیت او داستانی از اشتباهات و دشواری های او و چارلی است.

حس مشترک، روز شما را می سازد

بازارهای دشوار معمولا منطقی هستند و کمتر رفتارهای احمقانه از خود بروز می دهند. از فرصتهایی استفاده کنید که نیاز به هوش عالی ندارند. آن چیزی که شما بعنوان یک سرمایه گذار بدان نیاز دارید نادیده گرفتن ترس عوام و اشتیاق و تمرکز برروی چند اصل ساده است. تمایل به نگاه به مسائل بدون وهم و تخیل برای دورانی ادامه دار – حتی اگر در این دوران شما را احمق فرض کنند – نیز یک ضرورت است.

زندگینامه وارن بافت

در ادامه هفت درس از وارن بافت را می‌بینیم:

درس اول: در مراحل ضروری تلاش خود، سر وقت حاضر شوید

وقتی در میانه یک تلاش مهم هستید، مراحلی هستند که عبور از آنها تعیین کننده است. وارن بافت که اینک ۸۲ ساله است، درباره به دست آوردن یک کمک هزینه تحصیلی در دوران نوجوانی اش می گوید: من رفتم به آنجا و تنها کسی بودم که [سر وقت] آمده بود. ۳ پروفسور [داور] آنجا بودند و می خواستند که بیشتر صبر کنیم [تا بقیه هم بیایند]. من گفتم “نه،نه، قرارمان ساعت ۳ بود.” بنابراین بدون اینکه هیچ کاری بکنم، کمک هزینه را بُردم.

درس دوم: کار سخت و صادقانه، درمان همه مشکلات نیست

آقای وارن بافت می گوید: سوارکارهای خوب روی اسب های خوب کارشان عالی است، ولی روی اسبچه های چوبی نه! اساساً کار سخت و صادقانه همه مشکلات را درمان نخواهد کرد؛ بلکه مردم و شرایط اقتصادی هم نقش بزرگی در موفقیت کسب و کار ها دارند.

درس سوم: قراردادهای کاری را طوری انتخاب کنید که انگار دارید دنبال همسر می گردید

نظر آقای وارن بافت در این باره جالب است: در جستجو برای یک معامله، ما همان روشی را به کار می بندیم که یک فرد در جستجوی همسر ممکن است استفاده کند. یعنی پیوندی برقرار می کنیم تا چیزی فعال، جذاب، و با ذهن باز را به دست بیاوریم، نه اینکه بخواهیم خودمان را در عجله بیندازیم.

درس چهارم: پیش بینی کنید که آینده چه شکلی خواهد داشت

و اما درباره نگاه به آینده، آقای وارن بافت می گوید: من [برای سرمایه گذاری] دنبال کسب و کارهایی می گردم که بتوانم پیش بینی کنم ۱۰ یا ۱۵ یا ۲۰ سال بعد، چه شکلی خواهند داشت. این به معنای جستجو برای کسب و کارهایی است که در آینده، عملکردی کما بیش شبیه آنچه امروز دارند داشته باشند، با این استثنا که بزرگتر شده باشند و در سطح جهانی کار کنند. بنابراین روی فقدان تغییر تمرکز می کنم. برای مثال وقتی به اینترنت نگاه می کنم، سعی می کنم و بالاخره هم تشخیص می دهم که چطور فلان صنعت یا کمپانی می تواند توسط اینترنت تغییر کند یا صدمه ببیند، و بعد، از آن سرمایه گذاری اجتناب می کنم.

وارن بافت کیست

درس پنجم: به افراد، به چشم سرمایه نگاه کنید

و حالا پند آقای وارن بافت برای دانشجویان رشته مدیریت ارشد کسب و کار (MBA) را بخوانید: به هم کلاسی های تان نگاه کنید. یکی را که شخصیتش را دوست دارید برای خرید انتخاب کنید و یکی دیگر را که به نظرتان آدم جالبی نیست برای فروش. بعد این ویژگی ها[ی دخیل در تصمیم گیری] را یادداشت کنید و خواهید دید که هیچ کدام، مادرزادی نیستند بلکه در جریان زندگی به دست می آیند. پس آنها را بنویسید و دنبال کنید.

درس ششم: تشخیص دهید که از چه کسی خوش تان و از چه کسی بدتان می آید

آقای وارن بافت تقریباً درباره هر چیزی نظر خاص خودش را دارد. همه دارند. او می گوید: آدم هایی را که بیش از همه تحسین می کنید انتخاب کرده و بعد بنویسید که به چه خاطر آنها را ستایش می کنید. بعد افرادی را فهرست کنید که صادقانه، دو سنت هم برای شما نمی ارزند و ویژگی هایی را که باعث شده از آنها روگردان شوید را هم یادداشت کنید. کیفیت افرادی که تحسین می کنید، با کمی تمرین می توانند مال شما شوند و اگر خوب تمرین کنید، شکل دهنده عادت هایتان هم می شوند.

درس هفتم: با افرادی کار کنید که برای شان احترام قائل هستید

آقای وارن بافت با چه افرادی کار می کند: پیش آمده که من معاملاتی را لغو کنم، فقط چون از افرادی که با انجام معامله مجبور به همکاری باهاشان می شدم، خوشم نیامده بود. هیچ دلیلی هم برای تظاهر نداشتم.
کار کردن با افرادی که باعث می شوند زخم معده بگیرید، -به جرأت می گویم- شبیه ازدواج کردن با پول و ثروت است. احتمالاً تحت تمام شرایط کار اشتباهی است، حالا اگر ثروتمند هم باشید که دیگر حماقت است.